نوروز ؛ عيد عاشقان
بوي بهار، دلواپسي ماهي قرمز كوچك در تنگ بلور، رويش سبزينههاي جوان، تدارك براي سفره هفتسين، خانه تكاني، دغدغهها و دردسرهاي پايان سال، حس غريبي كه پيش از تحويل سال پيش ميآيد و ... همه و همه گواهي ميدهند كه نوروز ـ اين آيين پاسداشت پارسايي و خوبي و پاكي ـ هنوز زنده است.
نوروز از آن دست آيينهايي است كه با فرهنگ ايراني زاده شده است. ريشهاي در آسمان و ريشهاي در زمين دارد و ريشههايي در اسطورهها و تاريخ اين مرز و بوم و ريشهاي در روح و منش زندگي مردمان ايران زمين. مردمي كه هزاران سال است با سربلندي در اين سرزمين اهورايي زيستهاند و در طي اين تاريخ بلند و با همة كاميابيها و ناكاميها هرگز نوروز را از ياد نبردهاند و اين نمود جاودانگي و بازآفريني و نوزايي را با همه وجود پاس داشتهاند. رسمي كه با خود اميد و شوق و زيبايي و انديشه و تاريخ و اسطوره را همراه دارد و با گذشت از هزار توي زمان، هزاران سال برپا ايستاده و گذشت روزگاران از شادابي و طراوت آن هرگز نكاسته است.
اما نوروز چيست و راز مانايي آن برفراز قرون و اعصار چه ميتواند باشد؟
بنابر مدارك و شواهد تاريخي اولين قومي كه بر ايران وارد شدند و در آن سكني گزيدند آرياييها بودند. آرياييها مردمي متمدن بودند و از همان ابتدا زندگي سامانمندي داشته و پايبند به انجام مراسم و آيينهاي مذهبي خويش بودند. آنان داراي خدايان مختلف از جمله ايندرا، وارونا و ميترا بودند كه هر يك به خصلتي خاص شناخته ميشدند. در چنين سرزميني دين زرتشت ظهور كرد. با ظهور زرتشت در اين سرزمين اساطيري بسياري از آداب مردمان تغيير يافت. برخي از اين مراسم حفظ شد و برخي به فراموشي سپرده شد. دين زرتشت نيز به نوبه خود برخي از مراسم جديد را در سرزمين ايران به رونق انداخت كه بيشتر آنها مطابق با تقويم طبيعت و تحول روزها و ماهها و فصول سال بود. يكي از اين جشنها كه اهميت بسزايي داشت جشن سال نو يا " نوروز " بود.
در مورد پيدايش و نامگذاري نوروز علتهاي گوناگوني از سوي انديشمندان ذكر شده است. ابوريحان بيروني در اين باره بر اين عقيده است كه " چون جمشيد براي خود تخت ساخت، در اين روز بر آن سوار شد و ... گويند نيشكر را جمشيد در اين روز پيدا كرد و دستور داد از آن شهد و شكر ساختند و مردم آن را براي هم هديه فرستادند. "
همچنين در " مروج الذهب " آمده است: " به دوران جمشيد سرما و طوفان ايران را فرا ميگيرد و سه سال به درازا ميكشد و در پايان سه سال و در آغاز بهار، سرما و طوفان به پايان ميرسد و به شادي آن جشن بزرگي برپا ميشود كه نوروز مينامند. "
به عقيده " استاد مهرداد بهار " در كتاب " اساطير ايراني " ، نوروز را ميتوان به روزگاراني منسوب داشت كه اقوام ايراني و هندي خورشيد را ايزدي بزرگ ميشمردند و در اين روز آيينهاي ويژه مذهبي به جاي ميآوردند. بنابر نوشته كتب پهلوي نيز نخستين پادشاه، كيومرث، در نوروز بر تخت نشست و تاج بر سر نهاد و بعدها جمشيد سنت او را تجديد كرد.
در لغت نامه دهخدا آمده است كه خداي تعالي در اين روز (نوروز) عالم را آفريد و هر هفت كوكب در اوج تدوير بودند.
بنا به متون كهن در زمانهاي دور، غير از ايرانيان، بابليها و فينيقيها نيز مراسمي شبه نوروز داشتهاند. بابليها به نام " روز سال " مراسمي داشتند. اين روز اغلب در اعتدال ربيعي واقع ميشد و به مناسبت آغاز بهار و بيداري طبيعت بعد از سكون و خواب زمستاني جشني بر پا ميگرديد. مراسم فينيقيها نيز " آدونيس " نام داشت و از مشخصات جشنهاي آدونيس اين بود كه در آغاز بهار برپا ميشد و در آن روز در ظرفهاي گلدان مانند، بذرهاي سبزي ميافشاندند و سبز ميكردند و اين مراسم هنوز بين مسيحيان قبرس معمول است كه مراقبت آن سبزه و آب پاشيدن به آن ويژه دوشيزگان است.
نوروز يكي از شاديهاي هزاران ساله و بزرگترين جشن همبستگي ملي است كه نماينگر اصالت، هويت و جاودانگي و نشاني از روح سترگ ملت ايران است. اگر چه ايران همواره مورد يورش اقوام بيگانه و ستمگر و خودكامه بوده است اما هيچگاه چراغ جاويدان نوروز در آن به خاموشي نگراييده است و چنين است كه از ديرباز نوروز به عنوان روز شادي از كوههاي قفقاز تا كرانههاي جنوبي خليج هميشه فارس در بحرين و عمان، و از بخارا و سمرقند تا درياي هند و مديرانه شناخته ميشده است. حتي اعراب نيز مدتها نوروز را به نام فيروز ناميده و مراسمي در اين روز برپا ميكردند و اينچنين بود كه نه دشمني عباسيان و نه خصومت امويان و نه حكومت اسكندر مقدوني نتوانست بر برگزاري مراسم نوروز خللي وارد كند.
البته بيشك نوروز همواره رنگ و بوي مذهبي داشته و در طول تاريخ هر زمان در كنار يك دين و آيين قرار داشته است. يك زمان در آيين زرتشت با نغمههايي از اوستا همراه بوده و پس از ظهور اسلام هم نوروز با آيات قرآن آغاز شده است. با ورود اسلام به سرزمين پهناور ايران پيوندي خجسته ميان اين دو حاصل شد كه ثمره آن تأثير متقابل اسلام و دين زرتشت بر هم بود. همانگونه كه اشاره شد زرتشتيان در هنگام نو شدن سال اوستا را قرائت كرده و اعتقاد داشتند با اين كار ديوها از خانه رانده ميشوند و اكنون مسلمانان ايران در هنگام تحويل سال به تلاوت قرآن ميپردازند. زرتشتيان در هفته واپسين اسفند ماه بر سر مزار در گذشتگان شمع روشن مينمودند و امروزه ايرانيان مسلمان در آخرين پنجشنبه سال به زيارت اهل قبور ميروند. زرتشتيان بر سر مزارها غذا مينهادند تا مردگان از آنها استفاده كنند و امروزه در واپسين پنجشنبه سال براي شادي ارواح ميوه و خرما بين مردم خيرات ميشود. در همين زمينه " مجلسي " در بحارالانوار مينويسد " در تقارن نوروز با ايام سعيد رواياتي آمده است. مانند تقارن نوروز با مبعث حضرت محمد (صل الله عليه و آله) يا واقعة غدير خم كه حضرت محمد (ص) حضرت اميرالمؤمنين علي (عليهالسلام) را به جانشيني خود به مسلمانان معرفي كرد كه اين روز مطابق با روز اول فروردين بود " .
از ديگر آيينهايي كه هنگام سال نو هم اكنون در بين ايرانيان مرسوم است ميتوان به اين موارد اشاره داشت: پاكيزه ساختن خانه و كاشانه (هنگام نو شدن سال همه چيز و همه كس ميبايست پاك باشند)، روشن كردن شمع به ياد افروختن آتشهاي مقدس در روزگاران گذشته و چيدن سفره هفت سين كه نمادي از تقّدس عدد هفت نزد ايرانيان ميباشد. قبل از تحويل سال نو سفره هفت سين گسترده ميشود و افراد با سيمايي گشاده و پاك و پاكيزه، به دور از آلايشهاي اهريمني به گرد سفره هفت سين كه در آن قرآن، آئينه، تنگ بلورين آب همراه ماهي، تخم مرغ رنگي، شمع و در كنار آن به ميمنت و خوش يمني عدد مقدس هفت، هفت عنصري كه با حرف " س " شروع ميشود مثل: سيب، سنجد، سير، سركه، سمنو، سبزه و سكه قرار دارند جمع ميشوند. سنت ديد و بازديد بخصوص رفتن كوچكترها به ديدار بزرگان، رسم عيدي دادن و گرفتن، كاشت دانههاي غلات به عنوان سبزه ـ نمادي از سبزي و طراوت بهار ـ هم رسومي هستند كه از گذشتگان به ما رسيدهاند و هنوز در جريان هستند. شب سال نو از تشريفات مخصوص برخوردار است و در اطعام شب عيدي سبزي و ماهي اغلب ديده ميشود و به اميد خير و بركت تناول ميگردد.
بسياري هنوز هم معتقدند كه در هنگام تحويل سال سرنوشت يكسال آينده رقم زده ميشود و در هنگام نو شدن سال ماهي تنگ بلور بيحركت ميايستد. در هنگام گذشت آخرين دقايق سال مردم به دعا و راز و نياز با معبود مشغول ميشوند و عقيده بر آن است كه فرد به هر كاري كه مشغول باشد تا پايان سال به آن كار ميپردازد و براساس اين اعتقادات عدهاي سكه زرّين به دست گرفته يا بر سبزه، آئينه يا آب زلال مينگرند. لحظات تحويل سال هميشه با پيدايش حالتي غريب و دلهرهاي شيرين همراه است و با زمزمه دعاي منسوب به ائمه اطهار (عليهم السلام) كه يا مقلب القلوب و الابصار ... سال تحويل ميگردد و چنين است كه ما نوروز را كه تقارن زيبا و پر شكوه هر آنچه نيكي و نيكبختي است گرامي ميداريم.
نوروز موسم نو شدن طبيعت و آغاز فصل زايش و طراوت است. باشد كه ما نيز به حرمت اين نوزايي جهان، دل را از غبار هر چه غم و قهر و كينه و دشمني و اهريمني است بزداييم و با خود عهد بنديم كه در سال نو از هر چه زشتي و كژي است دوري جوئيم و با دستگيري از محرومان و نيازمندان آنان را نيز در شادي هنگامه نو شدن سال با خود شريك گردانيم و آرزويمان براي يكديگر چنين باشد كه:
سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام
سال خرّم فال نيكو مال وافر حال خوش اصل ثابت نسل باقي تخت عالي بخت رام